یعنی ها، برای منی که برگزاری رسم ها و مهمونی ها مساله ی خیلی مهمیه و تا حد زیادی دلم میخواد همه چیز باشکوه و سنتی و ویژه برگزار شه و علاقه خاصی به اعیاد ایرانی و دینی دارم نمی دونم چرا توی هر عیدی که زیادی ذوق دارم همه چیز یک طوری میشه که از دلتنگی و بی توجهی بقیه پامیشم میام توی اتاقم گریه میکنم !اون از عید پارسال و سال پیش و این هم از شب یلدای امسال...
کم پیش اومده مراسم عید و یا شب یلدا اونطوری که دوست دارم برگزار شده باشه و همیشه یه چیزی شده که آخرش این اشک من ،که جلوی خودم دم مشکمه، بریزه پایین !
همیشه میخوره توی ذوقم و نقشه هام بر آب میشه ...چه شب یلدایی !
همه با هم دعوا داشتن !مامان با بابا !من با خواهرهام ...هر کی یه طرف بود و مدام به هم می پریدیم !
هندونمون بی مزه و بیرنگ از آب دراومد ...انار اولی که خواستم خودم بشکافم توش یه کرم گنده اندازه ی کرم ابریشم بود که اگه بدونین چه وولی میخورد !این سریال تی وی هم که انصافا آبروریزی بود...
حضرت حافظ هم دروغ چرا، تنهایی واسه خودم فال گرفتم که همچین به دلم ننشست و طبق معمول شبهای یلدا به ما که رسید ، سرش شلوغ بود و فقط به نوعی حالم رو گرفت !مثل هر سال...
شب یلدایی رو دوست دارم که توش همه با هم بگن و بخندن و بپزن و بشورن و شعر بخونن و فال حافظ بگیرن و به هم عیدی بدن ...شب یلدایی که همه دور هم جمع باشند و شاد و گرم و با محبت به هم نگاه کنند و قدر لحظه های با هم بودنشون رو خوب بدونند و به زبون بیارند ...
بهتر بود همون اول خودم رو سنگین میکردم میگفتم به دلیل تلاقی با محرم و فوت آیت الله م/ن/ت/ظ/ر/ی شب یلدا برگزار نمیشود آوامین ؛بیخود واسه خودت نقشه نریز.
باز خوبه غروب وقت کردم یه سر برم امامزاده یه خورده بشینم و نگاه کنم و دعا و فکر ، تا یه خورده دلم باز شه...به هر حال شب یلدای همه خوش و زیبا ...امیدوارم به شما خوش گذشته باشه ...برای ما هم هی ...بد نبود ...شکر...
میگما انگار همین پارسال بود که میرفتم باشگاه و مربیمون توصیه کرد خانومها و دختر خانوم های محترم خودتون رو توی شب یلدا از خوراکی ها خفه نکنین که بد می بینین.دیدی چه زود یک سال شد ؟!!!باور کنین هنوز باور نکردم !البته من امسال پرخوری عصبی کردم اما اصلا عذاب وجدان ندارم حتی با اینکه یک ماه بیشتره که دیگه ایروبیک نمیرم!!!اخه پروریی تا چه حد ؟!
انگار همین پارسال بود که همین موقع ها ع هوایی و فضایی شده بود و داشت منم هوایی میکرد شدید...یعنی کرده بود !احساس سبکبالی میکنم که اون رابطه ی مسخره ی مخرب گول زنک سرکاری تموم شده.حداقل بریم بخوابیم دلمون خوش باشه یه خورده بیشتر خوابیدیم !!!
بابت همه ی نعمتهات ممنون خدای مهربون ...شکر ...غر میزنم، اما خودت میدونی که ازت ممنونم و شاکر نعمتهاتم ...شب یلداتون به خیر و نیکی و خوشی ...
بدو که روز کوتاهه،پاییز آخر راهه،هندونه رو آوردی؟ جوجه هاتو شمردی ؟ زمستونه از فردا، مبارک باشه یلدا !
خداحافظ پاییز هشتاد و هشت ...رفتی و به تاریخ پیوستی و هرگز تکرار نخواهی نشد ...امان از این گذر عمر ...این سرعت گردش روزگار و زیاد شدن عدد سن چه برای خودت و چه برای اطرافیانت حکایت غریبی داره ...به کجا چنین شتابان ؟!