فکر کنم نویسنده و ها شاعر ها غمباد نمیگیرن هیچ وقت !
یه چیزی مثل یه جمله ی عارفانه یا عاشقانه بهتر بگم یه چیزی مثل شعر توی گلوم گیر کرده .مطمئنم راجع به اناره اما نمی دونم چرا بیرون نمیاد !
به این دوتا انار گوشه ی وبلاگم که نگاه میکنم هی زور میزنم بکشمشون بیرون اما نمیشه !
کاش یه ملینی  هم برای بیرون آوردن شعر از حلقوم وجود داشت !

شاعرم نشدیم محض رضای خدا !