یارو زنگ زده میگه سلام علیکم،صدای جدی و لهجه داری داره ،میگم بفرمایین، میگه ببخشید خواهر، من از برادران غیور ب ختیاری هستم و الان وسط بیابونم و میخوام راجع به سکه های زیرخاکی باهاتون صحبت کنم و قبل از ازاینکه ادامه بده با اضطراب ؛آب دهنمو قورت میدمو در حالیکه قلبم با جریان خونم  دوی ماراتون گذاشته، میگم اشتباه گرفتین و قطع میکنم .این دیگه کی بود ؟!این چه مدلشه؟
یکی نبود به این برادر غیور بگه اگه این خواهر  عتیقه شناس خوبی بود فرق جنس اصل و تقلبی رو واسه کار خودش تشخیص میداد!نشون به اون نشون که خودم رو مچل اون عتیقه کردمو  تقبلی از آب در اومد !منو چه به عتیقه شناسی !والله !

عتیقه شناس هم نشدیم در راه رضای خدا !