بهار که آمد من هم آمدم دیگر !!! لی لی لی لی
واقعا اگه قرار باشد پشت آدم باد بخورد خب میخورد دیگر !مثل من که شش ماهیی میشود که چیزی ننوشته ام و این نوشتن روز به روز سخت و سخت تر میشد خصوصا برای همچون منی که یک ماه از کنکور سراسریم میگذرد و هنوز برای کنکور آزاد شروع نکرده ام و جانم برایتان بگوید بسیاری چیزهای دیگر که دستم به سمتشان نرفته است لااقل برای مدتی به کوتاه بلندی شش ماه ! شش ماه ناقابل !
از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان یک ماه پیش اینجا امدم اما نفسم گرفت از شدت ناراحتی حذف شدن بعضی دوستان و فیلتر شدن بسیاری و ناپدید شدن شمار زیادی از وبلاگ نویسهایی که خودشان و نوشته هایشان و دوستی هایشان برایم خاطره بود ...حالا هم که هستم به لطف نوروز و بهار و گل و بلبل است که کمی اکسیژن نوشتنی به خونمان تزریق شده ...
هر چند از روی دوستان عزیزم بسی خجل هستم و آماده ی هر نوع شنیدن غر و فحش و ناله اما رو که نیست سنگ پای قزوین است دلم برایتان تنگ شده بود اساسی و به بزرگواری خودتان و وساطتت گل روی عمو نوروز غیبتم را ببخشید و تبریک سال نوی آوامین رو از ته ته ته دلم بپذیرید ...
من آوامین هستم ،اینجا لیلی زندگی است ، آی لاو یو پی ام سی ![]()
![]()
خدا گفت:لیلی عشق میورزد تا نمیرد.دنیا،لیلی زنده میخواهد.لیلی آه نیست.لیلی اشک نیست.لیلی معشوق مرده در تاریخ نیست.لیلی زندگی ست.لیلی!زندگی کن.