بعد اون وقت من حس میکنم که کرم دارم ! می دونم زندگی پر از نکته ها و نشونه ها برای شکرگذاریه اما خب کار این کرما درسته همچین نمی دونم چرا اوکی نیستم یعنی میدونم و نمی دونم ! واقعا نه می تونم کتاب بخونم نه میتونم برقصم نه می تونم فیلم ببینم و نه چیز خاص دیگه ! یعنی عملا کار خاصی نمی تونم کنم جز همین سه بار در هفته ورزش اونم از ترس این همه اضافه وزن  ... تازگیا هم رفتم کلاس حسابداری اسم نوشتم که خدا آخر و عاقبتش رو به خیر کنه ...