این فیس بوک یکی از دزدهای وقت من در زمان قبل از کنکور بود همچین بهش عشق می ورزیدم که بیا و ببین طوری که گاهی دوستان میومدن جمعم میکردن ! اما جون شما نباشه جون خودم دقیقا بعد از کنکور همچین یهو جذابیتشو برام از دست داده که بیا و ببین ! یعنی تو بگو میلم بگیره برم یه وال پست بخونم چه برسه به وال زدن ! نه واقعا این انسانه که خداجون خلق کردی ؟ می دونین فکر میکنم همه چیز این دنیا جذابیتشو از دست خواهد داد مثل علاقه ها و احساسات قلمبه و دلتنگ شدنهای گاه و بیگاه عاشق و معشوقو بی قراری های عشقولانه ! چه غم انگیز ... یه زمانی شاعر میگفت : مرا کم دوست داشته باش اما همیشه دوست داشته باش !

شاعر درست میگفت و میگه البته، اما در کل واقعا چه چیز این دنیا ارزش حرص زدن و حسرت خوردن داره وقتی تا وقتی چیزیو نداری براش بال بال میزنی اما تا بهش میرسی بعد از یه مدت دیگه قدرشو نمی دونی و خیلی راحت عین یه تبر شروع میکنی به قطع کردنش خودتم شروع نکنی چیزهای دیگه تبر میشه !؟ نه واقعا چه ارزشی داره ؟! این الان سوال فلسفی ذهن منه !