سختی نوشتن ...
سختمه که بنویسم ...خیلی سخت ...یکی سختش میشه بنویسه چون خوشی هاش زیاده فرصت نمیکنه بیاد نت ...یکی سختشه بنویسه چون گرفتاری هاش زیاده و فرصت نمی کنه ...یکی هم فرصت هم کنه حس و حالش رو نداره...فضای اینجا هم سنگین شده برام ...یه سکوت تلخ و سنگینی حاکمه اینجا که نفس آدمو میگیره ...انگار ظهر یه روز سرد و برگی پاییزی وسط یه محله ی متروک باشی و ترس برت داره و لرز بیاد سراغت ...
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 1:25 توسط آوامین
|
خدا گفت:لیلی عشق میورزد تا نمیرد.دنیا،لیلی زنده میخواهد.لیلی آه نیست.لیلی اشک نیست.لیلی معشوق مرده در تاریخ نیست.لیلی زندگی ست.لیلی!زندگی کن.