درست مثل دوران دانشجویی و نزدیک شدن به ایام امتحانات میمونه ...یه دانشجوی بازیگوش و سر به هوا که هی میگه هفته ی دیگه میخونم ...اما نمیخونه چون میگه وقت هست سه روزه تموم میشه ...بازم نمی خونه و میرسه روز آخر و دلهره و اضطراب و فشار ...شبهای قدر درست مثل روزهای قبل از امتحان سریع و بی بازگشت میگذره ...شب اول که تموم میشه دلت خوشه دو شب دیگه هست ...شب دوم هم که بگذره میدونی شب سوم هست ...وحالا این شب سوم امشبه که دیگه بعدش شب قدری نیست و میره تا سال بعدی که معلوم نیست باشی یا نباشی ...
وارد شدن توی روزهای زنونه ی تقویم درست در شبهای قدر سالهاست برام شده یه محرومیت از نماز و روزه اونم درست در روزها و شبهای قدر...محرومیتی که آزارم میده ...
روزها و شبهایی که آدم دلش میخواد دست برداره از اون نمازهای تند تندکی ...آروم بیشنه توی سجاده ...چراغهارو خاموش کنه ...پنجره رو باز کنه ...و توی یه خلوت بی حصار ذکر بگه ...نماز بخونه ...و دعا کنه ...آره ..می دونم ...میدونم که خدا همیشه هست ...همیشه میشه باهاش حرف زد ...میشه ازش خواست ...میشه شکر کرد و یا اعتراض ...
این روزها این ماه میگن ماه مهمونیشه !ماه لطف و بخشش  بیش از حدش...ماه پررنگ شدن نزدیکی خدا به بنده هاش...ماهی که کسی رونده نمیشه ...انگار که خدا بخواد به بنده هاش آبانس بده ...خوش به حال هر کی که قدر این آبانس دادن خدا رو توی این روزها و شبها بدونه ...
دعا میکنم ...دعا میکنم که توی دعاهام  بی اختیار کسیو جا نندازم که بعدش حسرت بخورم که آخ دیدی فلانی یادم رفت ...دعا میکنم بازم این فرصت رو به ما بده که توی شبهای قدرش بیدار بمونیم و دعا کنیم ...دعا میکنم سرنوشت و عاقبت همه ی ما ختم به خیر و نیکی بشه ...دعا میکنم که ...امیدوارم دعاهای همگی اگر به خیر و صلاحمونه قبول بشه ...


نمی دونم چرا امروز زیاد حالم خوش نیست  ...نمیخوام فرصت این شب رو از دست بدم و بی نصیب بمونم ...


ابوحمزه ی ثمالی دعای طولانی و بسیار خوبیه ...خودم یه بار بیشتر نخوندمش اونم بدون معنی ...
توی وب یکی از بچه ها ترجمه ی یه قسمت کوچیکش رو دیدم که خیلی دلم رو گرم کرد ...


تمام سپاس از آن اوست که جز او کسی را صدا نمی زنم

که اگر دیگران را صدا بزنم پاسخم نمی دهند

تمام سپاس از آن اوست که دلم به کسی جز او خوش نیست

که اگر به دیگران دل خوش می کردم ناامیدم می کردند

تمام سپاس از آن اوست که کارهای مرا خودش روبراه می کند و باز پیش او عزیزم

که اگر کارهای مرا به این مردم وا میگذاشت، خوارم می کردند

تمام سپاس از آن اوست که با من طوری صبوری می کند که گویی هیچ کار سیاهی نکرده ام

پروردگار من بهترین من است

شایسته ترین کس برای ستایش من...



گوشه ی دعاهاتون اگه قابل بودم ...اگه منو یادتون بود دعام کنید ...