ببین مرا ناخدا ...
ببین مرا ناخدا،
صدای مرا میشنوی؟
آمدهام ترانهخوانی،
آمدهام کمی کلکل.
بزرگوار،
نیستی و دیگر،
حوصلهی چاقو کشیدنهای طنازانهی قلابیِ بچگانه،
برایم نمانده است.
قفل ِ این قفس را بشکن،
من،
ترانهی امید را،
برای تو خواهم خواند،
که مرگ بر ناامیدی.
باز هم در کلکلهامان،
پیش ِ تو کم میآورم،
و به ترانه توسل میجویم.
آدمها،
بر ساحل ِ سلامت،
آفتاب ِ مهربانی خواهند گرفت.
بیا…
* نمی دونم از کیه !
+ نوشته شده در جمعه ششم فروردین ۱۳۸۹ ساعت 9:59 توسط آوامین
|
خدا گفت:لیلی عشق میورزد تا نمیرد.دنیا،لیلی زنده میخواهد.لیلی آه نیست.لیلی اشک نیست.لیلی معشوق مرده در تاریخ نیست.لیلی زندگی ست.لیلی!زندگی کن.