دو سه سال پیش که رفته بودم شهر کتاب موقعی که صندوقدار در حال حساب  کردن قیمت ها بود چشمم به یه سری کتاب کوچیک افتاد که تیترهای بامزه ای داشتن ...
من از تو بهترم چون ...
من از تو زرنگترم چون ...
من از تو باهوشترم چون ...
من از تو شادترم چون ...

عنوان این کتابهای کوچولو توجهم رو جلب کرد و با اینکه اصلا دوباره قصد خرید نداشتم ناخودآگاه برشون داشتم .همون نگاه سرسری کافی بود تا دلیل کافی برای خریدشون پیدا کنم.توی راه برگشت هم یکیشون رو برداشتم و شروع به خوندن کردم و همین طور این خوندن ادامه پیدا کرد ...چند روز پیش که داشتم کتابهارو مرتب میکردم دوباره چشمم بهشون افتاد و این فکر به ذهنم رسید که تایپش کنم و اینجا بذارم تا شاید دوستانم هم خوششون بیاد و به دردشون بخوره ...با خودم قرار گذاشتم از سال جدید این کار رو کنم ...اگه حتی یه جمله از این کتاب ساده و روون و کوچیک به دل کسی بنشینه و خوشحالش کنه برام کافیه تا احساس پوچ بودن رو از خودم دور کنم و از این عذاب وجدان رها شم که وقتی تو شخصی می نویسی یه جوری انگار وقت دیگران رو میدزدی ...چون ممکنه نکته ی آموزنده ای نداشته باشی ...برای خودم هم فرصت خوبیه که یک بار دیگه دقیق تر بخونمش و شاید کمک بشه جمله هاش توی ذهنم بمونه ...فکر نمی کنم  حتی اگه به سادگیش هم بخندید بدتون بیاد ...

تو از من خوش شانس تری چون فرصت اینو داری که این کتاب رو بخونی و خیلی از من بهتر باشی...

نوشته ی مهدی طباطبائی(انتشارات آریابان)

***

بخشش


من از تو بهترم چون

همیشه یه دلیل خوب برای بخشیدن فرصتها به دیگران دارم.البته بدون دلیل هم میشه بخشید.ولی به نظر من آدم وقتی از بخشش لذت می بره و نمی ترسه که یه دلیل مهم برای انجامش داشته باشه
و دلیل من اینه :هر چی بیشتر می بخشم بیشتر سعی میکنم یاد بگیرم که به دست بیارم .
و اینقدر این کارو انجام میدم تا یه روز یاد بگیرم هر چی که بخوام به دست بیارم.
به این میگن یه ثروتمند واقعی
.