بیان یک حس خوب
یکی از چیزهایی که اذیتم میکنه اینه که میترسم ازینکه مثلا بگم" من نسبت به فلان روز و فلان اتفاق حس خوبی دارم".فکر میکنم یعنی فکر هم که نه واقعیت اینه که میترسم اون اتفاقی که من امید به خوب بودنش دارم خوب از آب در نیاد و ضایع بشم ! نمیخوام حسم, احترام و اهمیتش رو جلو خودم از دست بده !چیزی که بارها اتفاق افتاده و باعث شده خیلی خوب دیگه نتونم حرف حسم رو بفهمم...این چند روزی که منتظر سال نو بودیم دلم میخواست بگم حس خوبی دارم .نه اینکه این حس رو از قبل داشته باشم، نه ...از چند روز مونده به عید فهمیدم نه بابا قضیه جدیه ...هشتاد و هشت داره تموم میشه و هشتاد ونه داره میاد ...جدی جدی عید شد و نوروز و یه سال جدید...یه مبدا و مکان برای شروع یک دور جدید ...یک بهانه برای شروع زندگی بهتر...کم کم یخ دل منم آب شد و درونم گرمتر.
از گفتن این جمله می ترسم چون یهو یه ترسی میاد توی وجودم که نکنه امسال خدای نکرده اتفاق بدی بیفته و بعد به الانم بخندم و گریه کنم که چه امید بیخودی داشتی که فکر میکردی سال خوبی منتظرته .اونوقته که از خودمو و احساسمو و امیدم ناامید میشم و اینجاست که فاجعه اتفاق میفته ...
اتفاقی که توی موقعیت ها و مسایل مختلف افتاده و احساسم جلوم بی اعتبار شده.سخته که دوباره اعتمادکنم به حسم و این منو نا توان میکنه از گفتن و نوشتن یه جمله ی ساده !
واسه همین هر کار کردم توی یکی دو پست قبل نتونستم خودمو راضی کنم تا بیانش کنم ...
انگار توی ذهنم یه دزد نشسته باشه تا من حرفی بزنمو ازم بقاپتش !انگار یکی بهم میگه :نه آوامین ...اگه حس خوبی هم داری بیانش نکن !تا بیانش کنی همه چیز خراب میشه !بذار همه چیز پنهانی و درونی بمونه ...
وسط نماز بودم و از اونجا که قربون نماز خوندم برم از بس ملکوتیه ذهنم هزار جا میره؛یاد این حسم افتادم.نمازم که تموم شد تصمیم گرفتم بنویسمش...قراره امسال حالم بهتر شه و آرامش رو به خودم هدیه بدم.دزدی که توی ذهن من نشستی الان دارم اینارو مینویسم که پرتت کنم بیرون از ذهنم و ثابت کنم به خودم که از همین اولین روز سال نو مبارزه با افکار منفی شروع شده ...که من میتونم سعی کنم آروم باشمو امیدوار ... خدا مواظب آرزوها و امیدهای بنده هاش هست...
امروز که اولین روز هشتاد و نه است می نویسم همینجا همین الان که امید دارم و دعا میکنم از ته دلم که سال خیلی خوبی در پیش دارم.
نه !اینجوری نه ...باز خودمو حسم رو دارم پشت کلمات و جملات "امید دارمو و دعا میکنم " پنهان میکنم.درستش اینه :
حس خوبی نسبت به سال جدید دارم.
سال، سال ما ( پلنگی ها ؟! یا ببری ها ست ؟! ) هم هست به سلامتی ...
خدا گفت:لیلی عشق میورزد تا نمیرد.دنیا،لیلی زنده میخواهد.لیلی آه نیست.لیلی اشک نیست.لیلی معشوق مرده در تاریخ نیست.لیلی زندگی ست.لیلی!زندگی کن.