یکی از  استادهای همه جور آجیل و بسیار معروف ما که مدیر گروه ما هم بود و با آدمهایی که از دیوار مردم بالا میرن هیچ فرقی نداشت چون حسابی توی کار دودره کردن بود و یه دار و دسته عین خودش رو کرده بود استاد دانشگاه و دانشجو جماعت رو دق میداد و خرکی به هر کی دلش میخواست نمره میداد و من رو برابر با عدد پونزده میدونست و من و بسیاری از دانشجوها تا عمر داریم رفتارهای مودی و زشتش و دزدی ای که از وقت و شخصیت ما کرد رو هرگز فراموش نمیکنم؛ اگه توی تمام اون چهار سال یه حرف درست و حسابی زده باشه این بود که : الان دیگه هر جا بیل میزنن مهندس کامپیوتر  بیرون میاد !


یه رشته ی درست و حسابی هم نخوندیم در راه رضای خدا !!!