فروشنده های نادرست و نا حسابی
شهر کتاب درست جلوی ایستگاه تاکسیه و تقریبا همیشه ازونجا رد میشم.بیشتر اوقات میرم داخل و علیرغم اوضاع خراب مالی و وقتی ؛ از خودم پذیرایی میکنم.اصلا انگار شهر کتاب نیروزی جاذبه داره و آدم رو سمت خودش میکشه ! داشتم بررسی میکردم که بین چند تا چیز کدومش رو بردارم که اتفاقی شنیدم یکی از دخترهایی که اونجا کار میکرد داشت به یکی از پسرهایی که اونجا کار میکرد میگفت :من جز اولین کسایی بودم که اومدم اینجا اونوقت انصافه با من اینجور رفتار کنه و با اونا اونجور ؟ و کلی غر و ازین خاله زنک بازی ها ... به اصطلاح داشت به گمونم درد دل میکرد و پسره هم که اصلا دریغ از یه نگاه عین بت نشسته بود و کارشو میکرد و لام تا کام حرف نمیزد ! فکر میکردم جو کارکنانش باید صمیمی باشه و چقدر خوش به حالشونه اونجا کار میکنن اما جدیدا همه شون وقتی باهات حرف میزنن میخوان بخورنت و بدجوری نگات میکنن و مدام دارن به هم میپرن !دیگه وضع طوری شده هر وقت میخوام منصرف شم از ورود به شهر کتاب؛ خودمو یاد کارکنانش میندازم و میگم اه اه !حوصله داری ؟یه زمانی شهر کتاب برام جایی بود برای بحث و بررسی راجع به کتابها،نویسنده ها ،پر از نشاط و موج مثبت اما الان ... !یعنی خودشون حالیشون نیست توی روز روشن مشتری میپرونن ؟!
اینقدر دلم میخواد با این فروشنده ها دعوا کنم !
چند وقت پیش هم لادن از تی تی یه سرویس نمی دونم چی چیه استیل یا رادیوم ِضد آلرژیِ مرواید دار گرفت و وقتی رسید خونه دید دو تا نگینش افتاده .فرداش رفتیم تی تی و به همون خانومی که مسئولش بود گفتیم ؛اما خیلی طلبکارانه نگاه کرد و گفت بدلیجات تعویض ندارند.
گفتم شما که داری پول مارک رو میگیری و نون برندتون رو میخورین حداقلش می تونین برای حفظ اسم خودتون هم که شده جنس رو قبل از تحویل دادن به مشتری بررسی کنین ،خصوصا وقتی میگین تعویض نداره !برگشته بهم میگه مشتری خودش چشم داره نگاه کنه !دلم میخواست بهش بگم خاک بر سر تو و تی تی و فروشندگیتون !
حیف که اون مسئول اصلیشون نبود فعلا که حوصله ی تی تی رو ندارم اما بذار یه بار برم !تا حرفمو نزنم آروم نمیشم.جریمه شون اینکه دیگه خرید بدلی جات نکنیم ازشون !هر دفعه خودمو تنبیه میکنم دور تی تی رو خط بکشم اما باز به موقعش اونجا تلپم !آدم نمیشم که !ولی اونارو آدمشون میکنم از این به بعد !یه گیری بدم موقع خرید که ... !
حالا شانس آورد سرویس مال لادن بود و اون سریع کوتاه اومد و گفت ولشون کن اگه مال من بود که هر جوری شده حالیش میکردم فرق یه جنس مارک دار گرون با یه جنس معمولی و فروشندگیهاشون چیه ...توی این سرزمین، حق به احتمال نود و نه درصد با مشتری نیست !
فروشنده هامونم درست و حسابی نیستند در راه رضای خدا !
خدا گفت:لیلی عشق میورزد تا نمیرد.دنیا،لیلی زنده میخواهد.لیلی آه نیست.لیلی اشک نیست.لیلی معشوق مرده در تاریخ نیست.لیلی زندگی ست.لیلی!زندگی کن.